X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

اینده ۱۰۰سال دیگر

اروم باش هیچی ارزش اینهمه دلهره رو نداره 

مارفتیم 

الان ۱۴۹۷هست

پ ن :این جمله رو خوندم 

راستی چندین ساله انسان روزمینه؟

چقدر سر موقعیت دویده 

چقدر بودن 

چقدر رفتن 

تموم شده 

یه روزم این روزا تموم میشن 

بیخیال 

...

این روزا باب میلم درس نمیخونم 

اما ب چیزایی ک لازممه میرسونم خودمو خیلی وقتا خیلی فکرا باید طی شن تا ادم ب نهایت سرعتش برسه 

من وایستادم دیگه.

سعی میکنم نزارم حالم بد شه.

[ سه‌شنبه 24 مهر 1397 ] [ 21:59 ] [ سحر ]

موقت نوشت۳

خوبم

یاد یکی افتادم 

واقعا ادم بدا باعث میشن ادم خوبا مشخص شن

[ سه‌شنبه 24 مهر 1397 ] [ 09:51 ] [ سحر ]

خوبم

iyi ben

[ سه‌شنبه 24 مهر 1397 ] [ 00:02 ] [ سحر ]

ای ام‌حسود

یکی از دوستام وارد یه شرکت شده ک اصلش شهرک صنعتیه حسابدار اونجا شده 

من حسودی دارم الان چیکار کنم؟

اه اه اه 

[ دوشنبه 23 مهر 1397 ] [ 12:46 ] [ سحر ]

بازم بد شد

دیدن بعضیا حالو خراب میکنه 

امروز تاکسی سوار شدنی. یه همکلاسی مزخرفم دوران دبیراستو دیدم 

قر میداد تبریز خونده متاهله 

هیچی دیگه بعدشم کلاس رفتنی باید ب عالم و ادم توضیح بدی چرا وقتی درست تموم شده  میای کلاس 

کلا رو مخه 

تحت فشار م اینطوری 

من ظرفیتم کمه؟

خدایا

یا چی؟

دیگه نمیرم کلاس

..........

سر هیچی با داداشم بحثم شد مسخره اس

زدمش

بچه ۱۲ساله رو نمیزنن که اخه

عذاب وجدان گرفتم

چرا اینجوری میکنم من بعضا

اه لعنتی

[ یکشنبه 22 مهر 1397 ] [ 17:30 ] [ سحر ]

لعنتی

وای نشم مثل سال ۹۲؟

خدایا رحم کن من میمیرما 

ایندفعه دیگه اخرشه

درس لعنتی 

کند پیش میرم 

تمام شه این 

تمام شه

بشه اونی ک میخام

برنگردم ب اون طرز فکر 

چم شد؟

راه برگشت ندارم که 

دارم؟

ارزوم؟

از دستش میدم

بعدش چی دارم

نه 

نه بابا نمیشه

تازه این حرفا چیه  میزنی اخه

[ شنبه 21 مهر 1397 ] [ 18:46 ] [ سحر ]

۲۰ام مهر

من چرا اینقد فکر میکنم؟

خب ضرر داره

...

امروز روز خوبی بود 

سطح متوسط

فردا توپ تر میشه مطمعنم....

یه روز خوب....

قرارمون اینه این ماه فقط برااموزش وقت بزاریم 

لطفا اینقد  درونتو ناراحت نکن 

مرسی....

[ جمعه 20 مهر 1397 ] [ 22:41 ] [ سحر ]

اسم این حسو نمیدونم...

اونهمه التماسم کرد من یه هفته فقط بهش وقت بدم

ندادم

من چقدر مغرور و ازخودراضی بودم؟بودم نه؟

چرا؟

من سنگ دل نبودم 

چی شده الان همه چی یادم‌رفت اون یادم افتاد حتی اخلاقش یادم رفت دوس داشتنش یادم موند

....

بازم کسی میاد ک اونشکلی عاشق شه؟

من چی؟

[ جمعه 20 مهر 1397 ] [ 22:30 ] [ سحر ]

قانون مندی ذهن

میگن هدفاتو نگو بکسی تا نرسیدی 

اما یه جایی ام میگن بگو تا خودت و دیگران باورشون شه 

میگن خودتونو تو هر زمینه ای قوی کنین مهارتتونو بالا ببرین 

ولی اماده باشین 

نگین مثلا اینو یاد بگیرم فلان زمان برا فلان دردسر 

کلا تفکیک قانونمندیا سخته باید با ظرافت تشخص بدی

.....

ولی در کل یه بار براهمیشه بخودتون قول بدین هر روز روز شماست هیچ اتفاق بدی نمیوفته اگرم بیوفته شما کنترلش میکنین 

هر کاریو یاد بگیرین امااااااا 

لزوما فکر نکنین مجبورین 

رقصو یادبگیرین اما نگین شاید نشه برم کلاس برا عروسیم یا شوهرم فقیر باشه مجبورم خودم یادبگیرم 

بگین یادمیگیرم بوقتش هزینه میکنم کلاسم میرم 

لباساتو یا پولتونو برا روزای خوب نگه دارین نه بد 

نگین فلان روز بی پولی بدردم میخوره 

......

پ ن:فکر چیز وحشتناکیه

میترسم 

تا یاد بگیرم کامل ذهنمو کنترل کنم 

پ ن ۲:نباید بترسم که

[ جمعه 20 مهر 1397 ] [ 10:29 ] [ سحر ]

669

اصلا معلوم نیست چم شد بهم ریختم خب یکی دوتا دلیل بذهنم میرسه . 

بیا قول بدم فردا درست کنم همه چیو.......

دلتنگی و تنهایی 

انگار میانه نداشتمه انگار اولش بودم الان رسیدم ب اخرش 

کی وسطش   بود؟؟؟؟؟؟

پاییز 

پاییز


[ پنج‌شنبه 19 مهر 1397 ] [ 22:55 ] [ سحر ]

668

نشستم فیلم دیدن 

یه بوکسر قهرمان 

یکی ب زنش متلک بد انداخت اونم رفت زدش یکی یه گلوله زد زنش مرد 

داغون شد اونهمه تلاش برای به اوج رسیدن 

نابود شد 

بقیه اشو ندیدم 

فیلم سینماییش خوبه 

بعد اینکه بعضی فیلما کلی چیز یاد ادم میدن 

.... 

البته بجز فیلمای ترکیه!

و‌بجز اویم سنسین

.....

و اینکه 

یه شبکه کره ای اضافه شده 

این عالیه 

پ ن :اهل تی وی نیستم 

پ ن ۲: خدایا معذرت این سه روز دختر خیلی بدی بودم شرمنده 

پ ن ۳:متاسفم شرمنده ام خدا 

پ ن ۴:شرمنده ام خودم ببخش این هفته اصلا خوب نبود برات

[ پنج‌شنبه 19 مهر 1397 ] [ 22:46 ] [ سحر ]

667

امروزم که روز جهانی دختر بود

.....

خب چ خبرا؟؟؟

اینجا بارونه 

رعد و برق میزنه 

هواسرده 

ترسناکه 

من دلم گرفته 

حس تنهایی میکنم 

از همع چی ترسیدم 

اما این از شدت رسیدن کم تمیکنه 

فقط وابستادم دوباره بتونم پاشم 

همبنه دیگه باید عادت کنم 

راننده یه کویر و دشت وجنگ و جاده طولانی باید با باد و برهوت و روزای خوب و بد بسازه

پ ن :رانندگی ام جزو نقاط کور زندگیمه 

خودمو پشت فرمون ببینم بی استرس!

میشه؟؟؟؟مثلا چن درصد؟مثلا کی؟؟؟؟حس میکنم خیلی دوره نمیدونم 

زندگی میدان غافل گیریه 



[ پنج‌شنبه 19 مهر 1397 ] [ 20:48 ] [ سحر ]

666

یه چیز وحشتناک 

خیلی وحشتناک تر از نرسیدن ب ارزوها 

فک کن بزرگ شی پیر شی 

بچه هات شریک زندگبت خانوادت ات نخانت یا اهمیتی براشون نداشته باشی..........

بری مسافرت دور و بر ۵۰و خرده ای سالگی 

و ووووو.......

تا چن دیقه دبگه از مرز خارج میشی 

زنگ نزن بهت....

تو زنگ بزنی.....

غم انگیزه؟؟؟؟اره 

برا کدوم طرف؟؟؟؟؟

هردو طرف 

اه 

آه 


[ پنج‌شنبه 19 مهر 1397 ] [ 20:38 ] [ سحر ]

665 اهنگ خاطره (اه چکرم فریادما)

ینه بو اودلو نذر ینه کوسگون باخیشین
– باز هم این نگاه آتشین باز هم این نگاه قهر آگین


گنه ده درد و کدر ینه واختسیز گدشین
– باز هم درد و مشکلات باز هم این رفتن نا بهنگام


ینه تسلیم توتوپ ده ندن اینجیمیسن نه گومان ایلمیشن نیه منه یاد اولموسان؟
– باز هم موضع گرفتی بگو ببینم از چی ناراحتی. چی گمان کردی برای چی فراموشم کردی


آه چکرم فریادیما دونارسان قلبینه بیر داغ چکرم سینارسان
– آهی میکشم که به فریادم یخ میزنی به قلبت داقی میکشم میشکنی


من سنین هیجرانینا چوخ دوزموشم سنده منیم حسرتیمه قالارسان
– من دوری تو را زیاد تحمل کردم تو هم به حسرت من میمانی

پ ن :منی عشقین یاشادیر

 

[ پنج‌شنبه 19 مهر 1397 ] [ 20:24 ] [ سحر ]

قشنگه

Na diméş molana:sen yoz khovragac olsan ay garanik olor ganan sen ayinda evini ykmaka kasd adyorson....

چی گفته مولانا؛اگه تو رو برگردونی  ماه تاریک میشه با خون تو برای خونه خراب کردن  ماه هم قصد میکنی...

[ چهارشنبه 18 مهر 1397 ] [ 21:52 ] [ سحر ]

۶۶۴

اسم سالک مبارز رو شنیدن؟

¶¶¶¶¶¶

شایدم قراره ارزوهامونو قربانی کنیم دیگه ترسی نمونه 

دیگه از هیچی نترسی اماده باشی 

شاید بابد یه هدفای بزرگ تری پیدا کنی.....

؟!؟!؟!؟

[ چهارشنبه 18 مهر 1397 ] [ 17:16 ] [ سحر ]

663

Naden bonu kandina yapyorson 

Yapma

Oila

....

[ چهارشنبه 18 مهر 1397 ] [ 11:53 ] [ سحر ]

؟!؟!؟!؟!

چیکار کنیم خب؟؟؟؟

اره دیگه باید انرژی مثبت بگیرم میدونم خودم. 


[ سه‌شنبه 17 مهر 1397 ] [ 19:40 ] [ سحر ]

همین

انگار زندگی اینه 

بدو بذو های عجیب 

هر روز تلاش 

بعضی روزام دردناکن  چ بخای چ نخای میگذره 

مفید نیستن اما باید بیان جزو سرنوشتت بشن 

جزو روزات بشن 

هنوز راهی پیدا نکردم براشون جز تحمل 

امروز روز چهارم درس نخوندن بود فعلا اینجوریه 

فردا رو اما... نمیدونم 

چیکارکنم وقتی دلم گرفته؟

کتاب؟بعضا حوصله شو ندارم پیاده روی؟دیگه تاثیر نداره 

رفیق؟نه انچنان. بیرون؟نه انچنان  خواب؟مختل میشه

موزیک ؟بعضا خوبه ورزش ؟فعلا نیست رقص؟بعد ماه صفر

فعلا راه حلی نیست دپراسیون کاهش یابه

[ سه‌شنبه 17 مهر 1397 ] [ 19:18 ] [ سحر ]

97_7_17

ای همه جونم 

ای همه هستیم 

......

دارم بهش فکر میکنم 

به کسی که نیومده به کسی که نمیدونم چه شکلیه

....

کی اینهمه عوض شدم؟

همون موقع ک بال بال میزدی فکر و خیال میکردی پوست انداختی

تمام.



همه جا هستمو نیستم

پیش تو هستمو تنهام

منو از خودم رها کن

یه هوای تاز می خوام

خسته و زخمیِ زخمی

ابریِ ابریِ چشمام

نشو دلواپس من که خیلی وقته خیلی تنهام

به دنبال کی میگردی؟

منو نشناختی و نشناس

تو چه دور باشی چه نزدیک یکی از ما هنوز تنهاس

هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن

تو پاییزی که چهار فصلِ

تموم سال میمونم

تو چه دور باشی چه نزدیک یکی از ما هنوز تنهاس

هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن

تو پاییزی که چهار فصلِ

تموم سال میمونم

همه جا هستمو نیستم

یه لبخندم که غم داره

میون آدما هستو به تنهایی گرفتاره

نگاهی که با هر آینه تموم عمرشو قهره

شبا پرسه زنون بیدار تو کوچه های این شهرِ

هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن

تو پاییزی که چهار فصلِ

تموم سال میمونم

هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن

تو پاییزی که چهار فصلِ

تموم سال میمونم

هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن

تو پاییزی که چهار فصلِ

تموم سال میمونم

هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن

تو پاییزی که چهار فصلِ

تموم سال میمونم

[ سه‌شنبه 17 مهر 1397 ] [ 19:08 ] [ سحر ]

دل تنگ

دلتنگی.....

[ سه‌شنبه 17 مهر 1397 ] [ 17:17 ] [ سحر ]

اه لعنتی

دلم یه جوریه 

حوصله ام سر رفته ینی 

خیلی 

بعدشم حسش نیست 

احساس تنهایی میکنم

[ سه‌شنبه 17 مهر 1397 ] [ 08:58 ] [ سحر ]

بتاریخ ۱۶ام

سه روزه درس تخوندم اصلا گند گذشت این سه روز 

لعنتی 

امروز نمیتونستم تکون بخورم 

...

خاهرم برداشته خز منو برده 

بهش رفتنی میگما این خز کاپشن منه اه اعصاب خرد کنا ساپورت منو میبره خزو‌میبره همه چی رو قاطی میبره استفاده میکنه گرفتار شدیما

... 

دیروز زندایی کوچیکه اومده یود طبق معمول از کردع خودش پشبمون اونهنه غیبت کرده صاف تو صورتمون میگه درباره شما چیزی گفتم؟؟؟؟؟

اومده بوده ببینی ب گوشمون رسیده یانه 

اوف اوف 

دا شما تاریخ انقضات سر رسید متاسفم 

خدا ادمو محتاج همچینایی نکنه .

.......

استخدام بهورز اومده 

این دیگه چیه؟!؟!؟!

.....

میخان اف ای تی اف تصویب کنن

کاش تصویب نشه 

........

کلاس هلو موند ابان 

......

الان من از عصبانیت چیکار کنم؟

 دقیقا 

فردا ؟درس بخونم دیگه اره بخونم وای

[ دوشنبه 16 مهر 1397 ] [ 20:16 ] [ سحر ]

نوشتع نمیدونم چندم

خابم نمیبره خوب نیستم.

تقصیر منه؟!هست 

گناهکارم

....

پ ن :چیکار کنم 

نمیدونم ینی از این ببعدو میشه درست کرد؟!


[ یکشنبه 15 مهر 1397 ] [ 22:56 ] [ سحر ]

امروز .

خب خیلی چیزا باعث دل گرفتگیم میشه میدونی؟

خیلی 

مخصوصا وقتی حرفامو نفهمن 

حالا هرچی 

حتی یه چیز ساده!

ولی خب 

بقول شاعر از چه دلتنگ شدی دلخوشی ها کم نیست

پ ن :رفتم کلاس ریاضی انگار یکی از استادامون ب بچه های کلاس همش میگه مث فلانی باشین رفت ارشد بخونه شمام تلاش کنین بچه هام همش میپرسیدن مگه تو نرفتی ارشد اینجا چیکار میکنی 

حالا بیا و توضیح بده از بس فضولن یکی برگشته میگه بخاطر شهریه!حالا خوبه من فقیر نیستم وگرنه خیلی عمیق تر دلخور میشدم 

کلا خوشم نیومد 

بعدشم حس عجیبی داشت من ریاضیارو ترم ۱و۲پاس کردم  داشتم فک میکردم خیلی عوض شدم دیگه دنیا رو اون شکلی نمیبینم 

انصافا دوره من کلاس خیلی شیرین تر بود 

نشسته بودم سالن دیدم هیچی نیست تک و توک همدوره هام هستن ادم دلش میگیره 

یه جوریه انگار تاریخ مصرفت تموم شده 

تنهایی 

......

 پ ن۲:چقدر این رعیس دانشگاه رو من دوس دارم اخه خیلییییی

.......

دپرسم الان (چرا)

برم شکلات تلخمو بخورم

[ یکشنبه 15 مهر 1397 ] [ 17:10 ] [ سحر ]

×

الان من میترکم

بی شعور مسعول اموزشگاه زنگ زده برا هماهنگی بریم 

بیشعور 

منو باش 

فک کردم میبینمش دلتنگیم میره 

ابله زنگ میزذ هماهنگ مینمود داینان بی تربیت‌

[ یکشنبه 15 مهر 1397 ] [ 13:14 ] [ سحر ]

و این منم دختری در اغاز

خب قرار گذاشتم ۶ماه دوم سال مثل ۶ماه اولش برام دوس داشتنی  بشه برام طلا بشه 

روزای مورد علاقه ام تو بهار و تابستونن 

اما الان قاعده فرق کرده من با پاییز و زمستون اشتی کردم 

قرار شد این ۶ماه بهترین روزای زندگیم باشه ۹۷قول داده کادوهامو بهم بدع قراره کلی موقعیت خوب پیش بیاد کلی یادگیری کلی موفقیت قرار اذرماه خوش خبر بشم قرار بیاد اونی که باید بیاد 

قراره یه پاییز عاشقونه یه زمستون سفید و تمیز و ناز و پراز خوشی و گرمی داشته باشم قراره روزامو نفس بکشم 

قراره خوشبختیو قورت بدم 

مطمعنم 

دست خدا سپردم سرنوشتمو 

امسال حتی محرم فرق داره 

چون از خود امام حسینم کمک خواستم 

من دارم قدم برمیدارم 

هر روزو زندگی میکنم با خوبیاش با بدیاش حتی با کسالتاش  و زندگی ینی همین 

یه پل میسازم 

میرم جایی که باید باشم 

اون روز زیاد دور نیست خیلی سریع تر از اونی ک فکر میکنی مقصدم.

از همین الان رسیدم 

من اماده ام 

اماده ترم میشم


[ شنبه 14 مهر 1397 ] [ 22:55 ] [ سحر ]

این منم

تو کتاب نوشته

هرچی رو که میخای از الان زندگی کنین 

بارون میخایین؟چتر بردارین اعتقاد قوی و عملی ینی این 

پول میخایبن از الان مثل ثروتمندا رفتار کنین حتی اگه پول کمی دارین راحت خرجش کنین نترسین.

....

من دارم دنبال جواب سوالام میگردم 

من دارم ب جوابای سوالایی که رسیدم عمل میکنم

من دارم یاد میگیرم 

دارم ازمون میکنم 

دارم جشن میگیرم 

دارم از خدا بخاطر فرصتی که بهم داده تشکر میکنم 

دارم تلاش میکنم 

دارم برنامه میچینم 

دارم میرم 

دارم میرسم 

انگار رسیدم و تمام 

زندگی بهتون از قبل خبر نمیده 

پس صبا مثل شخصبتی ک میخایین پاشین باحوصله و اماده گی شاید همون روز همون ساعت همون ثانیه اون ادم اون ارزو  اومد سراغتون پس اماده باشین 

اگه حواستون جمع باشه میبینینش 

زندگی همیشه سکوی پرتاب داره اگه حواست جمع باشه چن مرحله جلو میوفتی 

پس صبا پاشین برین سراغ درستون روابتتون ادمای زندیگیتون ترساتون  نترسین معجزه ها وجود داره 

مخصوصا برا ادمی که میخاد یادبگیره  میخاد زندکی کنه میخاد نفس بکشه.......

[ شنبه 14 مهر 1397 ] [ 22:51 ] [ سحر ]

۱۴مهر جان

ینی چی میشه؟؟فردا؟؟خوب؟؟بی حس؟شاید اصلا خوش نگذذه شایدم عالی شه.؟؟؟اره؟؟

ینی برم کلاس؟ادامه بدم؟ اید نرم افزارم بخرم خب انوخت

و اینکه خب فردا خود بخود مشخص میشه!!!!!ببینم دلم چی میگه 

عه باید دلمو خنثی نگه میداشتم ک خوب قضاوت کنه!

اخی عزیزم 

فردا ینی چطور روزیه 

 خب 

امید وارم همه چی قشنگ پیش بره 

فردا اسپرت بپوشم دیگه اره اره 

ببینیم چه شود 

اوف 

ای دنیای جالب من هر روز منتظر اتفاقات جدید و قشنگم

[ شنبه 14 مهر 1397 ] [ 22:38 ] [ سحر ]

بتاریخ ۱۴مهر جان

خب امروز اصلا درس نخوندم کسالت داشتم ینی خب ولی الان بهترم 

و اینکه یه پیامک عالی دریافت کردم بدین مضمون ک از اموزشگاه پیام دادن فردا کلاس هلو هست 

خب این ینی اینکه اون پسری ک ازش خوشم میومدو فردا میبینم 

رسما خل شدما 

هنوز نمیدونم واقعا ۳۰۰بدم برم کلاس؟؟؟چیکار کنم اخه 

درسمم هست

نمیدونم 

ولی باید ببینمش همینو میدونم 

و اینکه فردا میریم 

بعد تصمیم میگیرم 

الهی ب امید تو 

و اینکه فردا رب درس کردن داریم کلی درس و کار خونه و اینا در حد توان باید ب مامانم کمک کنم کلاس ریاضی ام هست 

ترافیک کاری دارم 

امید وارم ب هدفام برسم و اینکه بی استرس بگذره و خوش خاطره شه. 

الان عالیم ینی

امید وارم فرداام عالی باشم

 پ ن : چی بپوشم؟؟؟؟؟؟


[ شنبه 14 مهر 1397 ] [ 22:29 ] [ سحر ]

اهنگ گوگوش

به دنبال کی میگردی؟

منو نشناختی و نشناس

تو چه دور باشی چه نزدیک یکی از ما هنوز تنهاس

هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن

تو پاییزی که چهار فصلِ

[ شنبه 14 مهر 1397 ] [ 19:32 ] [ سحر ]

مثلا بعضی شبا خابت نبره 

مثل امشب

[ جمعه 13 مهر 1397 ] [ 01:50 ] [ سحر ]

دیوان اشعار عراقی

خوشا دردی!که درمانش تو باشی

خوشا راهی! که پایانش تو باشی

خوشا چشمی!که رخسار تو بیند

خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی

خوشا جانی! که جانانش تو باشی

خوشی و خرمی و کامرانی

کسی دارد که خواهانش تو باشی

چه خوش باشد دل امیدواری

که امید دل و جانش تو باشی!

همه شادی و عشرت باشد، ای دوست

در آن خانه که مهمانش تو باشی

گل و گلزار خوش آید کسی را

که گلزار و گلستانش تو باشی

چه باک آید ز کس؟ آن را که او را

نگهدار و نگهبانش تو باشی

مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را

که هم کفر و هم ایمانش تو باشی

مشو پنهان از آن عاشق که پیوست

همه پیدا و پنهانش تو باشی

برای آن به ترک جان بگوید

دل بیچاره، تا جانش تو باشی

عراقی طالب درد است دایم

به بوی آنکه درمانش تو باشی

[ پنج‌شنبه 12 مهر 1397 ] [ 17:05 ] [ سحر ]

هفته گرد یادگیری

امروز پنج شنبه هفته گرد یادگیریم بود امروز درست یه هغته اس شروع کردم برا  ازمون استخدامی بخونم. 

میتونم بگم عالی بود پراز انرژی امید انگیزه توانمندی و ارامش 

مرسی از خودم. 

جمعا ۲۳یاعت و نیم شد برا ۶روز البته چون امروزو حساب نکردم ساعتامو. 

بعد اینکه همه ساعتارو ننوشته بودم براهمون نمیشه امار دقیق دراورد.

نکات مثبتم:با شور وخوشحالی دارم میرم راه درستو پیدا کنم که این شامل درسم میشه دارم اماده میشم 

بعد اینکه من همه سعیمو کرذم ک با انرژی و قدرت باشم و غلبه کنم ب روزمرگی و بی حاالی  و استرس و نگرانی حتی بی حوصلگیهایی ک گاه و بی گاه میومد سراغم 

تا حدودیم موفق شدم 

یادگیری دیگه 

و اینکه به نکته ی قابل تغییر شاید این باشه ک من ساعت دقیق درنیاوردم فقط دیروز دقیق دراوردم منظور شروع و پایان درسا و کارای دیگه برا محاسبه ساعات درس و غیره 

نمیدونم ساعت باشه یانه!

ولی خب  این هفته رو با ساعت میرم 

و اینکه بیشتر تخصصی میخونم 

و اینکه فهمیدم این اصول ۱دریایی براخودش اونو بخونم کلا ۴سالو قورت میدم دراین حد 

یه کم ذهنم ترسانه نسبت ب حجم اختصاصیا درستش میکنم. 

امروز عصر خابیدم دل سیر 

خب فعلا همینا

پ ن :اگه بشه اگه قبول شم میشه نقطه تولد سکوی پرتاب اصلا شروع و پایانی جدید ۲۳سال یه طرف اون یه روز یه طرف 

پ ن:من دارم چوب خط ۲۴سالگیو پر میکنم میدونی؟ترسیدم یه کم از اشتباه و از نشدن

خدایا ابن دفعه بشه بشه زندگیم یه شکل دیگه میشه....

[ پنج‌شنبه 12 مهر 1397 ] [ 17:04 ] [ سحر ]

سوال جواب

یهو تو اغاز ۲۴سالگیت تو اتمام ۲۳سالگیت 

میفهمی که اینهمه فلسفه و اصولو بیخیاال 

برو سمت قلبت اون مهم تره 

بره سمت قلبش 

چقد سمت قلبشه؟

تو چقدر سمت قلبتی؟

و اینکه

احساس خوشبختی میکنید عمیقا؟؟؟؟؟

[ چهارشنبه 11 مهر 1397 ] [ 20:09 ] [ سحر ]

سه شنبه

دالییی

من اومدم 

خب  ثبت نام کردم دیروز 

۴تا رشته رو زدم 

باشد ک موفق شم .

بعد اینکه برنامه امم خیلی فشرده اس 

دعا کنین برام.

[ سه‌شنبه 10 مهر 1397 ] [ 15:32 ] [ سحر ]

یه چیز مهم....

اگه یاد بگیرم بدون دخالت احساسم رفتار کنم یا تصمیم بگیر م

خیلی عالی میشه

معنای سیاست زندگی باید همین باشه؟؟ نه؟!

بدون حس عصبانیت

واکنش درست

اهوم

شروع میکنم

یاد بگیرم......

پ ن .قوی تراز دیروز


[ یکشنبه 8 مهر 1397 ] [ 10:53 ] [ سحر ]

یکشنبه


حسش نیست فعلا برم دانشگاه

اخه میخواستم ریاصیارو برم  از اول

یادم بیوفته....

و اینکه امروز فردا ثبت نام مبکنم .

امروزم باید درس بخونم حسابی

تا چه پیش اید؟؟؟

 پ ن . صبر کن و ببین

[ یکشنبه 8 مهر 1397 ] [ 10:43 ] [ سحر ]

۷٫۷٫۹۷

امروز رب درست کردیم 

خستگی ۱۰۰درصد 

:)))

درس نخوندم خب

[ شنبه 7 مهر 1397 ] [ 22:25 ] [ سحر ]

۶ام مهر

فک کنم دنیا یه موجود پر رو میخاد هی بزنه توگوشش هی اون بگه  هیچیم نشد. 

بعد اینکه شما تو زندگیتون فامیل پر حرف و حرف درار و غیبت کن داشتین دقیقا چیکار میکردین ؟

این یکی رومخ منه.

بعد اینکه از ازمون خبری نشد ختی مرکز ازمون تو تهران هم جواب نمیده 

ینی میگه شماره مشترک مسدوده 

ینی چی الان 

دیگه جهنم. ثبت نام میکنم 

خوبه دو روزه درس میخونم حالمم خوبه 

امروز هوا یهو سرد شد 

بد جور الانم درحال یخ زدنم 

نت ندارم 

شاید وای فای بزنم دوسه روز اینده

[ جمعه 6 مهر 1397 ] [ 18:19 ] [ سحر ]